• /post/2018/01/24/ذوالقدر-در-نطق-میان-دستور-مسيولیت-برخی-نواقص-موجود-ازسوی-مسيولان-سابق-و-حاضر-شجاعانه-پذیرفته-شود-زدودن-فقر-صرفا-با-شعار-میسر-نمی-شود
  • /post/2017/12/26/مهندس-علی-اکبر-محمودی-عضو-هیات-ريیسه-فدراسیون-اسکواش-شد
  • /post/2017/10/16/نمایشگاه-تلکام-افتتاح-شد
  • /post/2017/10/14/سخنان-ترامپ-عدم-تسلط-وی-به-الفبای-ابتدایی-سیاست-را-نشان-می-دهد
  • /post/2017/10/14/معيارهاي-استاندار-جديد-كردستان-نويد-بخش-اتفاقات-خوب-در-استان-است

اصلاحات رو به افول؛ مقصر کیست، راه حل چیست؟

صدای صنعت-علی اکبر محمودی در یاد داشتی نوشت ،شورایعالی اصلاح طلبان این روزها حال روز خوشی ندارد و این عصبانیت را در مواجه با منتقدان با بدترین ادبیات نشان می‌دهد، بعد از حملات و انتقادات گسترده نسبت به بستن لیست امید برای انتخابات مجلس و شوراها و بیرون ماندن افرادی که شاید سرمایه اصلاحات محسوب می‌شدند از لیست‌ها انسجام این شورا در تصمیم‌گیری‌های مهم اینچنینی زیر سوال رفته است و هر کس در آن ساز خود را می‌نوازد از آقازاده جناب عارف گرفته تا بزرگانی که به صورت سایه‌وار در حال فعالیت هستند. 

دو برهه حساس از جمله در جمع‌بندی لیست امید و لیست شوراها می‌توانست به بزرگترین فرصت برای عرض اندام شورای عالی اصلاح‌طلبان تبدیل شود که اعضای آن با عملکرد ضعیف و غیرقابل قبول خود از جمله ایجاد ابهامات بی‌دلیل، نبود اصل شایسته‌سالاری در انتخاب افراد و حتی عدم توجه به ملاک‌های اصلاح طلبی موجب تضعیف هرچه بیشتر و ایجاد تفرقه در بزرگترین شورای تفکر اصلاحات در کشور شدند. 

جالب اینجاست بسیاری از دوستان جبهه اصلاحات و اعضای همین شورا در مواجه با انتقادات گسترده افرادی از جمله بنده که عمری در راه اصلاحات هزینه با بدترین ادبیات منتقدان را به ایجاد تفرقه محکوم می‌کنند و کار را به جایی می‌رسانند که همه حامیان جریان اصلاح‌طلبی به این نتیجه برسند شعار زنده باد مخالف من در عمل سرابی بیش نیست و اگر فقط سوالی داشته باشید که از جواب آن عاجز باشند شعار مرده باد موافق دیروز من را نیز سر می‌دهند! حال بسیاری از کسانی که ما را در آن ایام سرزنش می‌کردند امروز و پس از یک‌سال و اندی و در جریان افتضاح لیست شورای شهر صدای اعتراضشان به هوا بلند شده و حرف‌هایی را بر زبان می‌آورند که منتقدانی چون نگارنده را بخاطر آن بایکوت کرده بودند! اکنون و با روشن شدن جزییات چگونگی انتخاب لیست امید برای شرکت در شوراها و حتی مجلس باید دید اعتراض برخی از منفعت‌طلبان که روزگاری در شورای عالی اصلاح‌طلبان با لابی‌گری مشغول تهیه چنین لیست‌هایی و حذف افراد کارآمد و دلسوز بودند از سر خیرخواهی برای مردم و جریان اصلاحات است یا اینکه چون منافعشان تامین نشده بازهم از نام مردم استفاده ابزاری می‌کنند، شورایعالی اصلاح طلبان امروز با ریاستی که از خود اختیاری ندارد و تحت تاثیر پسر و خانواده خود تصمیم می‌گیرد شورایی برآمده از آرای جریان اصلاح طلبی نیست و بیشتر به شورایعالی منفعت‌‌طلبان شباهت دارد تا اصلاح طلبان! چرا برخی افراد همچون دکتر عارف به این شورا بیشتر به چشم ارثیه فامیلی می‌نگرند تا شورایی که نظریات تمام جریانات اصلاح‌طلبی در آن لحاظ شود.

 شورای عالی اصلاح‌طلبان در حالی با سرعتی مضاعف در حال افول و از دست دادن اعتبار خود است که حتی هشدارهای بزرگان اصلاح‌طلب مانند رسول منتجب‌نیا، عبدالله رمضان‌زاده و جواد امام را بی‌پاسخ می‌گذارد و در جایی هم که انتقاد افرادی از جمله الهه کولایی آن هم به خاطر نزدیکی با عارف را می‌شنود، با حق‌السکوت چون کاندیدای شهردار آینده صدای اعتراض را خاموش می‌کند، از یاد نبریم همین رفتارها بود که افرادی مانند الهه راستگو یا احمد دنیا‌مالی از شورای اصلاح‌طلبی که به شایسته‌سالاری بهایی نمی‌دهد وارد شورای شهر چهارم شود و به رقیب بپیوندند در نتیجه با رای خود موجب شدند هم شهردار و شورای شهر اکثریت اصلا‌ح‌طلب را از دست دهد و تا انتهای عمر شورای چهارم با از حد نصاب افتادن اکثریت شورای چهارم تبدیل به محلی خنثی شد و هم این تضعیف موجبات تخلفات گسترده شهرداری از جمله املاک نجومی، شهر و تراکم فروشی، تشدید آلودگی و ترافیک و بسیاری از مشکلات دیگر که نظارت قوی شورا شهر را بالای سر خود نمی‌بیند شود. این روزها خنثی بودن فراکسیون امید در مجلس و واگذاری ریاست تمامی کمیسیون‌ها به رقیب نتیجه همان منشی است که نه آقای عارف بلکه خانواده وی در شورای عالی اصلاح‌طلبان با مننتقدان داشتند، حال باید نشست و دید که حذف افراد کارآمد، متفکر و دلسوز اصلاحات از شورای شهر چه ضربات سهمگینی را به تفکر اصلاح‌طلبی کشور می‌زند، بهتر است بگوییم در این روزها عارف و دوستان به دنبال افراد کوتوله‌ای هستند که از خود چیزی برای ارائه کردن نداشته باشند و بیشتر جاده صاف‌کن سیاسی آنها باشند تا وکیل الرعایا ملت. آنها بیشتر وکیل‌العارف یا وکیل‌العاریه می‌خواهند نه وکیل الرعایا. 

این روزها شورای عالی اصلاح‌طلبان افق روشنی در برابر خود نمی‌بیند و اعضا آن از جمله ریاست شورا چشمان خود را بروی تمامی واقعیت‌های موجود بسته است اما بزرگترین تشکل اصلاحات در کشور اگر می‌خواهد از افول و تضعیف هرچه بیشتر خود جلوگیری کند نیاز به تغییرات اساسی و ساختاری دارد، همچنین باید از نظر منتقدان و بزرگان اصلاحات هراس نداشته باشد، اصلاح‌طلبان با این که حدود 2 سال را برای اصلاح ساختار این شورا از دست دادند اما این تغییرات اگرچه دیر اما می‌تواند نجات‌دهنده باشد.


 شورای عالی اصلاح‌طلبان و یا بهتر بگوییم جریان اصلاح‌طلبی در بعد از انتخابات سال 92 هیچ‌گاه نتوانست محمدرضا عارف علیرغم تلاش گسترده شخص وی را به عنوان رهبر و یا یکی از بزرگان تاثیرگذارخود قبول کند، ضعف مدیریت و نداشتن کاریزما از یک طرف و اشتباهات پی در پی توسط وی در بستن لیست امید جهت ورود به مجلس و شورای شهر هم جایگاه وی را تهدید کرد هم موجب افول تفکر اصلاح‌طلبی در کشور شده است، جالب اینجاست جناب معاون اول اصلاحات و خانواده در مواجه با انتقادات گسترده هم‌طیفان خود در مورد بیرون ماندن افراد کار‌آمد از ورود به شورای شهر و همچنین تار و مار کردن فراکسیون امید در مجلس را به گردن دیگران می‌اندازند و بارها با مصاحبه‌های تند علیه چند نماینده لیست امید اتهامات واهی علیه آنان مطرح کرده و به این ترتیب انشقاق در فراکسیون امید و اصلاح‌طلبان را کلید زدند.

علی اکبر محمودی ادامه داد، این روزها جریان وابسته به آقای عارف تا جایی پیش رفت که در جریان انتخاب هیات رییسه مجلس لابی گسترده‌ای را علیه یک عضو فراکسیون امید که به زعم عارف متهم بود انجام دادند تا ایشان رای نیاورد که البته نمایندگان عضو لیست امید که به حقیقت ماجرا آگاه بودند از فرمان سرپیچی کردند تا رئیس شورای عالی اصلاح‌طلبان شکست تاریخی دیگری را در کارنامه پراشتباه خود ثبت کرده باشد. 

اشتباهات پی در پی عارف تا بدان جا پیش رفت که با بستن لیستی خنثی برای انتخابات شورای شهر موجب شد شایستگانی چون حکیمی‌پور، تندگویان، سلطانی و بسیاری از افراد کارآمد که نظارت آنها پرده از فساد در شهرداری تهران برداشت عرصه را به منفعت‌طلبانی که با لابی‌گری و بدون سابقه وارد این لیست کذایی شده بوند واگذار کنند، از همین رو است که برخی از تازه‌واردان شورا روزی از لزوم شهردار شدن عارف می‌گوید و روز دیگر معاون قالیباف که عملکردش در املاک نجومی و فروش زمین‌های شهر تهران محرز است را لایق شهرداری می‌دانند. 

کار در شورای شهری که از دل تصمیمات خانواده دکتر عارف بیرون آمده است به آنجا کشیده شده است که اعضا از منتخب اول تهران یعنی محسن هاشمی عبور کردند و البته همانگونه که پیش‌بینی می‌شد آنها در گام نخست با نام هاشمی برای لیست خود اعتباری کسب کردند و در گام بعدی وقتی از بزنگاه کارزار انتخابات رد شدند در عمل نشان دادند که کینه دیرینه ایشان با مرحوم هاشمی تمام نشدنی است. 

این افراد ادامه همان جریانی هستند که اگر در سال ۷۸ هاشمی پدر را با جریان‌سازی وادار به استعفا از مجلس کردند در سال ۹۶ نیز این توانایی را دارند که از اشتباهات گذشته درس نگرفته و هاشمی پسر را با جریان‌سازی از ساختمان خیابان بهشت دور کرده و مردم را از داشتن شهردار ایده‌آل‌شان محروم کنند. 

اطرافیان محمدرضا خان عارف امروز ساز ناکوک خود را دوباره می‌نوازند و سعی در القا این تفکر دارند که دولت پیروزی خود را وامدار آنهاست چنانچه آقازاده عارف که مشروعیت خود را از نام پدری بدست آورده که خود نیز با جریان اصلاحات شناخته شده است پیروزی روحانی در انتخابات اخیر را نتیجه ذکاوت پدر می‌داند و معتقد است ژن خوب خود و خانواده موجب پیروزی‌های پی در پی خاندان عارف است در نتیجه در حال فشار بر روحانی برای تسلیم در برابر خواسته‌های خود هستند در حالی که همگان به یاد دارند که در سال ۹۲ عارف در چه شرایطی حاضر به انصراف از رقابت با دکتر روحانی شد، البته نگارنده چنانچه لازم باشد و دوستان اصرار بر ادامه اشتباهات خود داشته باشند به شرح آن خواهد پرداخت و آنگاه است که «چون پرده بر افتد» شود. ولی هرچه هست عارف نه تنها کینه سال 92 را از روحانی همچنان به دل دارد که در انتخابات اخیر نیز پاشنه‌ها را برای پیروزی اصلاحات بالا نکشیده بود. 

این روزها اطرافیان عارف به غلط سعی دارند وی را نماد اصلاح طلبی بنامند و با این عمل برای او مشروعیت و تقدس کاذب ایجاد کنند، در حالی که اصلاح طلبی بزرگتر از عارف و هرشخص دیگر است و قطعا انتقاد به رفتار و کردار اشتباه هر فردی در تضاد با اصلاح‌طلبی نیست بلکه اولین اصل این جریان اصلاحات از درون خویشتن است و این یک اصل جدانشدنی در اصلاحات است. در نتیحه با این اشتباهات سهمگین و تاریخی بعید به نظر می‌رسد محمدرضا عارف به مقبولیت گذشته خود باز‌ گردد.

 بهتر است در پایان به این نکنه اشاره کنیم که افرادی چون شکوری‌راد در مصاحبه با روزنامه ایران گفتند اطرافیان در حال بازی با اعتبار خاتمی هستند و حتی اعتراضات ایشان نیز وقعی نمی‌نهند، عارف و اطرافیان وی در حال سوق دادن جریان اصلاح‌طلبی به سمت جبهه پایداری هستند و همانگونه که سال ۸۴ با همین خودسری‌ها زمینه شکست اصلاح‌طلبی در کشور و زمینه روی کار آمدن رییس جمهوری همفکر و مورد حمایت با حداد عادل و جبهه پایداری شدند مطمئنا در حال زمینه‌سازی برای ترمیم وجهه این جبهه و خدشه به اعتبار اصلاحات و بزرگان آن هستند تا ماموریتشان به نحو احسن انجام پذیرد. در نتیجه بزرگان اصلاح‌طلب باید هر چه سریعتر صدای منتقدان را شنیده و وارد کارزار شوند و یک بار هم که شده از اشتباهات خانوادگی این معاون اول سابق اصلاحات جلوگیری کنند. این روزها اما بزرگترین انتقاد مردم به رویه شورای‌عالی اصلاح‌طلبان، اداره خانوادگی و راه و روش دیکتاتوری آن در برخورد با انتقادات است.

 حال بزرگترین سوال این روزهای مردم و طرفداران اصلاحات این است که اعضای این شورا خود چگونه و با چه معیاری انتخاب شده اند؟ و حال که انتخاب شده‌اند مدت زمان عضویت آنها در این شورا تا چه زمانی است؟ آیا اعضای این شورا مادام‌العمر عضو این شورا هستند؟ 

و اگر پاسخ مثبت است آیا این همان نوع ریاست حکومت‌های سلطنتی و دیکتاتوری نیست؟

 اما راه حل برای جلوگیری از تضعیف هرچه بیشتر اصلاحات در کشور این است تا رییس دولت اصلاحات که بنده به شخصه اصلاحات را خلاصه در وی می‌بینم تعارفات حزبی و رفاقت را کنار بگذارد و به صدای منتقدین امروز و متحدین دیروز خود گوش فرا دهد، چرا که همگان خواستار تغییر ساختار و سبک شورای عالی اصلاح‌طلبان هستند و دلیل آن این است که سبک دیکتاتوری و خود‌رایی که بر این شورا سایه افکنده نمی‌تواند تامین‌کننده نیاز و خواسته مردم باشد. 

از طرفی بلیط حمایت مردم به اصلاح طلبان همیشگی نیست و ملت فهیم کشورمان نشان داده‌اند که به خوبی اتفاقات را رصد می‌کنند و در صورت یکی نبودن گفتار و کردارمان با رای خود جواب محکمی به افراد و احزاب ناصادق می‌دهند جوابی که می‌تواند تا سال‌ها یک جریان را به کنج خانه بفرستد و از معادلات سیاسی خارج نماید، در نتیجه امروز مهم ترین چیزی که باید در دستور کار قرار گیرد تغییر در ساختار شورای عالی اصلاح طلبان و همچنین تغییر رییس آن است، چرا که دکتر عارف نشان داده در عمل توانایی برآورده کردن انتظاراتی که از این شورا می‌رود را ندارد. این روزها دیگر کسی نیست که نداند دکتر عارف آنچنان تحت تاثیر خانواده و بخصوص فرزندش است که حتی جایگاه خود را تا حد افتتاح یک کافی‌شاپ پایین می آورد این فقط شان عارف نیست که با اینگونه رفتار پایین می‌آید بلکه شان جریان ریشه‌داری است که چشم امید اکثریت کشور است که رییسی را در بالای سر خود می‌بیند که این قبای ریاست برای تنش گشاد است. 

امروز تغییر رییس شورای عالی اصلاح طلبان و تجدید نظر در ساختار آن مطالبه همان مردمی است که با یک تکرار می‌کنم رئیس دولت اصلاحات به میدان آمدند و تکرار کردند حماسه‌ای را که آفریده بودند؛ اصلاحات در درون خود کم انسان لایق برای تصدی سمت‌های مهمی چون ریاست شورای عالی ندارد از همین رو مرد بی‌ادعای این جریان یعنی دکتر جهانگیری با اقبال بالای مردمی مواجه است و نشان داده که این قبا برازنده تن ایشان است، وی فردی است که می‌تواند به راحتی و همانگونه که خود در مناظرات تلویزیونی گفته بود صدای اصلاحاتی باشد که سال‌ها مورد هجمه قرار گرفته است.

 در نتیجه برای برون رفت از بحران فعلی حاکم بر شورای عالی اصلاح‌طلبان که منجر به تضعیف این جریان در کشور شده است باید در گام نخست صدای منتقدین از جمله بزرگان این جریان را شنید و بر اساس رهنمود‌های آنان حرکت کرد و در گام بعدی با تغییر ریاست شورای عالی اصلاح‌طلبان ساختار و نوع حرکت آن را که این روزها به صورت خانوادگی اداره می‌شود را اصلاح کرد تا اشتباهات فاحش دو سال اخیر تکرار نشود چرا که اگر خود این جریان دست به اصلاح ساختار نزند بلیط اعتماد مردم را تا سال‌های متمادی از دست خواهد داد. 

امید است رییس دولت اصلاحات هرچه سریع‌تر با ورود و درایت خویش مشکلات اینچنینی را حل و فصل کند و با انتخاب افرادی با سابقه همچون اسحاق جهانگیری، به احیای شایسته‌سالاری که از اصول اصلاح‌طلبی محسوب می‌شود بپردازد و سرنوشت میلیون‌ها طرفداری را که در کشتی اصلاح‌طلبی نشسته‌اند را با رفاقت‌ها و تعارفات حزبی به مخاطره نیندازد چرا که اگر این کشتی امروز ناخدای شایسته‌ای نداشته باشد هرگز نمی‌تواند به ساحل آرامش برسد.

امکان ارسال نظر برای این موضوع وجود ندارد